شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

2

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

احتياج به ادويه و آلات ندارند ، و معطل به اسباب و ادوات نيستند و خصوصا برسيد موجودات و بهترين مخلوقات سند اهل هدى ، محمد مصطفى ، صلى اللّه عليه و سلم « 3 » آنكه از حق به حق دهد پيغام * آنكه پيغمبريش باشد عام [ 1 - ب ] و بر آل و اصحاب و پيروانش باد . 3 - اما بعد بر ضماير خورشيد نظاير اصحاب ذكا و ارباب هدى پوشيده نماند كه كتاب تاريخ حكماى سلف را كه قدوة المؤرخين شمس الملة و الدين ، مولانا شمس الدين محمد شهرزورى ، به لسان عرب منوط و مربوط ساخته و فارسى زبانان اهل فرس را از مطالعهء آن مقصودى به حيطهء افهام در نمىآمد « 4 » ، پادشاه جم جاه ظل اللّه ، زيبندهء تاج و تخت شاهى ، برآرندهء خلافت و جهان پناهى ، تازه نهال گلستان سلطنت و جهاندارى ، نوباوهء بوستان ابهت و كامكارى ، غرهء بيضاى صبح دولت و كامرانى ، جبههء آفتاب جهان آراى عشرت و شادمانى ، شمع بزم افروز ايوان دودمان صاحبقرانى ، رافع لواى فتح و فيروزمندى ، ناصب رايات فخر و سربلندى ، ثمرهء شجرهء رياض « 5 » عزت و تمكين ، دوحهء دودمان سلاطين عدالت آئين ، صاحب اوصاف نامتناهى ، سايهء « 6 » الطاف الهى ، حسن خلق عيسى نفس ، داددهندهء هر فريادرس ، مظهر صبح دولت جاويد ،

--> ( 3 ) - د : صلى اللّه عليه و آله و سلم + بيت ( 4 ) د : + در زمان دولت شهنشاه بلند اختر همايون‌فر فريدون دولت عدالت‌گستر ، عالم عادل قطب فلك دانش و بينش و مركز دايرهء آفرينش ، عقل اول از روى اجمال ، نفس كل از جهت تفصيل احوال ، روح مجسم و سزاوار بقا ، مقصود ستايش ، مطلوب ثنا ، تحفهء واردات ربانى ، صورت جمعيت حضرت سبحانى ، دستور پادشاهى قانون خداشناسى جلال الدين محمد اكبر پادشاه غازى ، بيت : تا نباشد چاره هرگز بعد را از اتصال * تا نباشد چاره هرگز جسم را از انقسام منقسم خاطر مبادا هرگز از گردون دون * متصل اقبال بادا دايم از اجرام رام از بهشتش باد ساقى وز رحيقش باد مى * از سپهرش باد مجلس وز هلالش باد جام زيبندهء تخت شاهى برآرندهء خلعت خلافت و . . . ( 5 ) - د : ثمره و شجرهء بياض . ( 6 ) - نسخه‌ها : مايه ، متن از نسخهء د .